قبلا" ها ببین که چطور بودش خاطرات. ببین چطوری با هم دیگه خوش بودیم . چطوری کسی به کسی خیانت نمیکردش. (هوی جو گیر نشید ها .من جامعه رو میگم .بهاره من عمرا" بهم خیانت کنه. اینو کلی گفتم) آدمها چقدر عوض شدن. قبلا"ها منو بهار چطوری با هم دیگه خوش بودیم .راحت میتونستیم بیرون بریم .ولی الان ها دیگه نمیشه . کلا" عوض شده .رفتنی بیرون نمیشه که رفت . چون اینقده گیر بازار شده . همه چیز به هم دیگه ور شده.
یه مدت پیش بودش که با یکی از بچه ها که بیرون داشتم میرفتم واسه ی انجام چند تا کاره واجب ، تویه ماشین که نشستم ، تویه سی دی ها یه سی دی رو گذاشتم که بدجور یاده گذشته کردم .یاد اون موقع که با بهار جونم این شعر رو میخوندیم .الان هم این شعر رو میخونیم ها .ولی اون روزها یه جوری بودش .بدجوری بغضم گرفت .اخه یاده اون موقع ها کردم که چطوری با این شعرها خوش بودیم .موقع خداحافظی. این شبها هم که با هم دیگه هستیم بازم همینجوری هستش ها . اون آهنگی هم که دوستش دارم اینجوریه :
شبها هر شب تویه رویایه منی تو امیــــده دلــه شیدایه من
پـره از هـوای تو خـــونـــه ی دل جاری خون تویه رگهای منی
میدونید که روزگار چقدر چرخیده . در جوابه خوبی ها چقدر بدی ها دیده میشه . در مورده رفتار خوب چقدر دلخوری دیده میشه .نمیدونم والا دیگه چی بگم .روزگار خیلی بد شده .یاده قدیم میکنم که مثلا با بهار جونم تویه خیابون بودیم و با هم دیگه راه میرفتیم و هیچ مشکلی نداشتیم .ولی الانها چقدر گیر بازار شده . چقدر به اینو اون گیر میدن .موندم تویه رفتارها .تویه معرفتها .مشکل نداشتن واسه ی گشت گذار ها .روزگار خیلی بدجوری چرخیده .به یکی راهنمایی میکنی ، طرف فکر میکنه که محدود شده یا اینکه میخوای فلان نکنه . به یکی کمک میکنی فکر میکنه که میخوای دروغ بهش بگی .یا اینکه فیلم بازی میکنی . روزگار بدجوری عوض شده .
خدا کنه که هیچ مشکلی واسه ی هیچ کسی پیش نیادش .نه واسه ی من نه واسه ی شماها .
امیدوارم که زندگیتون خوشگل باشه .خوش باشین. خوش بگذرونین