تبليغاتX
میمیرم برات

 

 

 

 

   
 

 

بازم سلام .میخواستم چند تا آهنگ که خیلی خوشم اومده رو واسه ی شما بذارم  .این رو خیلی دوست دارم .اخه وقتی بهارم یه بار این خوند من خوابم گرفتش. منم واسه ی اون خوندنی بدجوری خوابش گرفت. نمیدونم.شما هم واسه ی کسی که دوستش دارین این رو بخونین . البته باید پنج ، شش ساعت با هم دیگه حرف بزنین . اونم شب ساعت دوازده تا اینکه موقع ساعت شش صبح آخرهاش واسه ی طرف بخونین . ببینم تا حالا با کسی که دوستش دارین تا این وقت صبح ، اونم هر شب  ، بعدش هم صبح ها هم حرف زدن داشتین؟ ببینید که چطوری طرف خوابش میبره.اخه خیلی وقتها من که با بهارم حرف میزنم  ، بعده قطع کردن هم خوابم نمی برد. اونم همینطور.ولی وقتی این شعر رو من واسه ی اون میخونم اونم خوابش میگیره. اونم واسه ی من خوندی من خوابم میگیره.امیدوارم که خوشتون بیادش.

دو تا لینک واستون گذاشتم .یکی لینک از سایته ایران ترانه هسش که واسه گوش دادن هست .یکی هم که من خودم تویه پرشین گیگ خودم گذاشتم .ولی کیفیتش بیشتره ولی آهنگش کمتره. امیدوارم که خوشتون بیادش. راستی این ترانه ی پسرم از سعید شهروز هستش .

لینک ایران ترانه 

اینم لینک پرشین گیگ خودم

پسرم بزرگ شدي
لالاييام يادت نره
چقدر برات قصه بگم
دوباره خوابت ببره
چقدر نوازشت كنم
تا تو به باور برسي
اين دوتا دستاي منه
تو اون روزاي بي كسي
وقتي باباي قصه هات
خم شده پيش روي تو
اگه چروك صورتم
ميبره آبروي تو
لالاييام يادت نره
لالاييام يادت نره
بذار برات قصه بگم
دوباره خوابت ببره
بذار برات قصه بگم
دوباره خوابت ببره

   

از اون روزا كه مشت من
با دست تو وا نميشد
تو خواب و بيداري تو
هيچكسي بابا نميشد
اون كه تو اوج خستگيش
خنده ي رو لباش بودي
شب كه به خونه ميرسيد
سوار شونه هاش بودي
لالاييام يادت نره
لالاييام يادت نره
بذار برات قصه بگم
دوباره خوابت ببره
بذار برات قصه بگم
دوباره خوابت ببره

    

لالا لالا گلكم
لالايي كن دلبركم
خواب پريشون نبيني
اي غنچه با نمكم
لالا لالا گلكم
لالايي كن پسركم
چشماتو گريون نبينم
گريه نكن دردونكم
لالاييام يادت نره
لالاييام يادت نره
بذار برات قصه بگم
دوباره خوابت ببره
بذار برات قصه بگم
دوباره خوابت ببره

 

بابا اگه دلش پره
ازدست دنيا دلخوره
امون زندگيش تويي
وقتي كه غصه ميخوره

    

پسرم بزرگ شدي
لالاييام يادت نره
چقدر برات قصه بگم
دوباره خوابت ببره
چقدر نوازشت كنم
تا تو به باور برسي
اين دوتا دستاي منه
تو اون روزاي بي كسي
وقتي باباي قصه هات
خم شده پيش روي تو
اگه چروك صورتم
ميبره آبروي تو
لالاييام يادت نره
لالاييام يادت نره
بذار برات قصه بگم
دوباره خوابت ببره
بذار برات قصه بگم
دوباره خوابت ببره

 


این نوشته رو تویه یکی از سایتها دیدم .وقتی دیدم که خیلی قشنگه ، گفتم بذارم که شما هم اونو بخونین .بلکه خوشتون بیادش.

بذار باور کنم با من می مونی تموم لحظه های زندگیتو

                        بذار مثل یه سایه با تو باشم، بذار باور کنم دلبستگیتو

بذار تا قصه ی عشقم بمونه هنوزم توی ذهن این زمونه

                         نذار باور کنم چیزی نمونده از اون رویای شیرین شبونه

بذار تا دلخوشی های گذشته هنوزم در کنار من بمونه

                         بذار باور کنم با بودن تو غم تنهاییام، تنها می مونه 

بذار دنیا اگه همراه من نیست تو اما پا به پای من بمونی

                         بذار فردا اگه من رو نمی خواد تو از من شعر فردا رو بخونی

بذار با تو ترانه جون بگیره، تموم واژه هام رنگه تو باشه

                        بذار باور کنم میتونه این شعر ازین مرداب بی وزنی رهاشه

بذار با بودنت آروم بگیره همه دردای قلب خسته ی من

                         بذار دستای گرمت مرهمی شه واسه زخم عمیق دل سپردن

بذار تا آخر این جاده باشم همیشه همسفر با خاطراتت

                       نذار باور کنم لایق نبودم که باشم من مرید اون نگاهت

بذار تا در خیال تو بمونم اگه حتی فقط این یک خیاله

                        بذار باور کنم با من می مونی اگه حتی خیالش هم محاله


مواظب خودتون و احساستون باشین 

یا حق

© نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 15:15  توسط مصطفا |  

 

 

 

 

 

 

  

 

.

.

.

 

 

Powerd By MiMiram Barat