پسركي از مادرش پرسيد : مادر چرا گريه مي كني؟ مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت : نمي دانم عزيزم ، نمي دانم پسرك نزد پدرش رفت و گفت : بابا ، چرا مامان هميشه گريه مي كند؟ او چه مي خواهد؟ پدرش تنها دليلي كه به ذهنش مي رسيد ، اين بود : همه ي زنها گريه مي كنند ، بي هيچ دليلي پسرك متعجب شد ولي هنوز از اينكه زنها خيلي راحت به گريه مي افتند، متعجب بود يكبار در خواب ديد كه دارد با خدا صحبت مي كند ، از خدا پرسيد: خدايا چرا زنها اين همه گريه مي كنند؟ خدا جواب داد : من زن را به شكل ويژه اي آفريده ام . به شانه هاي او قدرتي داده ام تا بتواند سنگيني زمين را تحمل كند به بدنش قدرتي داده ام تا بتواند درد زايمان را تحمل كند ، به دستانش قدرتي داده ام كه حتي اگر تمام كسانش دست از كار بكشند ، او به كار ادامه دهد به او احساسي داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد ، حتي اگر او را هزاران بار اذيت كنند به او قلبي داده ام تا همسرش را دوست بدارد ، از خطاهاي او بگذرد و همواره در كنار او باشد و به او اشكي داده ام تا هرهنگام كه خواست ، فرو بريزد . اين اشك را منحصرا براي او خلق كرده ام تا هرگاه نياز داشت بتواند از آن استفاده كند زيبايي يك زن در لباسش ، مو ها ، يا اندامش نيست . زيبايي زن را بايد در چشمانش جست و جو كرد زيرا تنها راه ورود به قلبش آْنجاست

این متن رو تویه یکی از وبلاگها خوندم .دیدم خیلی قشنگه .چون واقعا تمام اینها رو بهاره ی من واسم انجام داده.گریه رو کرده ، دعوا کردم ولی باهام مونده ، اذیتش کرذدم بازم باهام مونده. همه جوره باهام بوده. گریه که بیش از اندازه بوده.اینو میگم که خانومی خیلی خیلی دوستت دارم .به اندازه ی تمام دنیا ها دوستت دارم .حتی بیشتر از اون .تو تمامه دنیایه منی عزیزم.خیلی خیلی دوستت دارم .
©
نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 17:41 توسط مصطفا |