سلام به همه.واستا اول بریم سره اصله مطلب.یکی در مورده اینکه خدایا باز داره نیمه شعبون میادش. یکی هم در مورده بهار.بهار خانوم.در مورده اون که اون شبی حرف زدیمو تو اون حرفها رو بهم گفتی که من خیلی اعصابم خورد شدش.یادته؟ فردا شبش خواب دیدم که تو سواره یه ماشینی و داری میری . ناراحت هستی و سرت هم پایینه. تویه خواب وقتی تو رو می بینم اعصابم خورد میشه و میام جلو که تف رویه صورتت کنم.ولی یه نیگا بهت میکنم و بخاطر روزهای قدیم میگم خدا خودش میدونه باهات چی کار کنه بخاطر این خیانتت. چقدر دلم تنگ شده.یادته یه بار اومدم تبریز.قبلش بهتون زنگ زدم.چون دو روز بعدش نیمه شعبان بودش بلیط برای قم پیدا نمیشد.گفتم که قبلش برام یکی بخرین.اونم آبجی فرشته با دایی رفته بود برام بلیت خریده بودش که بعداْ پیشه مامانت بودنی با هم دیگه حساب کردیم که مامان کلی گفت نه .منم گفتم نه باید بدم؟ یادته؟یادته چه روزهایی بودش.دلم بد گرفته.دوست دارم برم جمکران و یکسره فقط گریه کنم.خدایا .آخه چرا باید اینجوری بشه؟ آخه چرا؟ بخدا بهار جونم هیچ وقت هلالت نمیکنم.بخاطر این همه گریم انداختی.یک سال و یک ماه شده هنوز یادم نرفته.اونوقت باید هلال کنم؟ بخدا نمیتونم. اح .بیخیال یکی هم اینکه نیمه شعبانش داره میرسه و وقتی یادم می افته دلم میگیره. حال میده بری جمکران.اونم عشقی. آهنگ رضایا یا ترانه ی نمیخواستم که میکس شده پادگان رپ رو گوش کنی و موتور رو بگازی و یه نخ سیگارم لبه دهنت باشه.این یه چند روزه قربونه خدا برم مشکلی پیش واسمون نیموده.ایشالله بعده اینم باز مشکلی واسمون پیش نمیاد.البته چه حالی میده اگه برگردی با یه ماشین شاخ به شاخ بشی .وای چه حالی میده.اینم بدک نیستا.حالا هر کدوم رو خدا قسمتمون بدونه.راضیم به رضایه خدا .چقدر دلم تنگ شده بود که با بچه ها باز بریم بیرون و بچرخیم. چقدر دلم تنگ شده بودش.خدا رو شکر این چند روزه رو خوب با هم دیگه گشتیم.ایشالله باز هم با هم دیگه میگردیم.حیف که شمال رفتنم مجبوری تنهایی شد.مگه نه خیلی حال میداد با بچه ها برم.عیب نداره.لااقل تویه نیمه شعبان همه چیز واسمون جبران میشه.ای کاش شما هم همه پسر بودین و با موتور می اومدین میرفتیم گشت و گذار.چه حالی میداد.جایه همتون خالی.براتون دعا میکنم. متن زیرم یه نیگا بکنید.واسه بهاره. اونهایی که بولد کردم، حرفهامه. این ترانه از الیاس صالحی هستش.
توی آغوش کدوم غریبه ای که هوای عاشقی زد به سرت شب رو تا صبح پیش کی سر می کنی سر تا پات ، بوی هوس می ده تنت من از خدا نمی گذرم اگه از تو بگذره اگه تو رو ببخشه و آتیش به قلبت نزنه
یک سال یک ماه داره میگذره که بهار باهام اونجوری کردش.نامردیا رو میگم.دلم خیلی تنگ شده واسه روزگارایه قدیم.داشتم واسه یکی میگفتم تویه این دنیا خیلی خیلی نامرد وجود داره. تک و توک میشه بعضی ها رو انگشت چین کرد. از هزار نفر ۵ نفر آدم در میان. فقط پنج نفری هستن که معرفت دارن و بهت خیانت نمیکنن. یه عده ی انگشت شمار هستن. تویه هر محیطی یه نامرد و بی معرفت پیدا میشه. عیب نداره.خدا همیشه کریمه و خودش همه چیزو درست میکنه.از خدا هم میخوام که خودش تویه کاسه ی اون نامردها و بی معرفت ها بذاره.اونهایی که اشگ تو چشمایه کسی که دوستشون داشت به وجود آوردن.دلشون رو شکوندن.یه آدمهایی هستن که میگن فلان کارها رو نمیکنن.ولی عزیز . یه روز واسه شما هم پیش میاد و شما هم اونجوری میشید.حالا از ما گفتن بود. وقتی براتون اتفاق افتاد خودتون میفهمید که حرفم حقیقت داشت.باید حتماْ یه بار سرتون به سنگ بخوره تا بفهمید. بهار جونم ببینم این عکسها رو میشناسی؟ میدونی که چقدر اینها رو دوست داشتم؟ خودت که در جریانش هستی.
بخصوص این عکس اولی که کشته مرده ی اون بودم.چقدر عکس اولی رو دوستش داشتم.میدونی که ؟ چقدر واسش جون میدادم که ببینمش.تو رو خدا ببین دیگه چطور شد که دیگه نتونستم ببینمش. آخ خدا.اعصابم بد قاطیه.دلم از همه جا سیره.از همه سیره.از همه بدم میاد.اح .همتون گمشید برین.حالم از همتون به هم میخوره. اعصابم بدجور خورده.فقط تو آغوشه خودم دق دقه هاتو جا بذار. به پایه عشقه من بمون... هیچکسو جایه من نیار.... مهر لباتو رو تنو رویه لبه کسی نزن.... فقط به من بوسه بزن .... به روحو جسمو تنه من.
عیب نداره.بازم میسازیمو میسوزیم.خدایا راضیم به رضایه تو. خدایا فقط اونهایی که اینجوری اشکه معشقوشون رو در میارن رو بی حساب نذار.