سلام به همه ی دوستایه گلم .به عزیزایه مهربون.به آدمهایی که خیلی خوبی ها در حقشون شده و نا حقی در حقه طرف کردن و سلام مخصوص خدمت کسانی که خوبی کردنو بدی رو دیدین.(مثله خودم)
همیشه کسایی که به بعضی ها بدی میکنن ، جوابشونو یه روزی از خدا میگیرن.اینو مطئن باشن.(محضر افرادی که خالی بندی میکنن و میگن شوهر دارن و الان منشی شوهرشون شدن.« شاید که بی اف رو به عنوان شوهر قبول کنن » ).
بهار جونم.اگه یادت باشه دیروز هم بهت گفتم که اینجوریه.الان فکرم در مورده تو چی هستش که رفته باشی یا مونده باشی دیگه مهم نیست.من با تو کاری ندارم.نترسی هم که بیام مزاحمتون بشمو برات مشکل ساز بشم. تو هم که میگفتی میری پیشه شوهرت سره کار و .... که الان می بینم ساعت ۱ ظهر هستش و تو آنلاینی .من خوشم با خاطراتم.از خاطراتی که داشتم.با روزگاری که گذروندم.با اینکه واسه یکی جون میدادم و الانم میدم.یادش بخیر یه بنده خدایی هم میگفت مصطفا یعنی نفس و اگه نباشه من میمیرم که این همه دوستم داشت.من عشقم اون آدمه.نه تو.به قوله سیاوش که میشه :
رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم
بی تو من اسیره دسته آرزوهایه محالم
یاده من نبودی اما ، من به یاده تو نشستم
به تو که دوری از من ، دل به هیچ کسی نبستم
هم ترانه یاده من باش ، بی بهانه یاده من باش
تویه تنهاییو غربت ، .....
روزگاره دیگه .یادته بهار با هم دیگه میرفتیم بازار.گردنبند خریدنی چطوری به دلمون نشست؟چطوری دنباله این یکی افتادیم که پیدا کنیم؟یادش بخیر.چطور کله بازار و طلا فروشی ها رو میگشتیم؟ یادش بخیر.